آمدم تا حرف دل را با تو گویم...بی خیال
آمدم تا حرف دل را با تو گویم...بی خیال
اندکی از تو محبت را بجویم ... بی خیال
باغ گل بودی برای مردم این ناحیه
من که صرفا آمدم گل را ببویم... بی خیال
حال من را این اتاق و ساعتم فهمیده است
هقهقم را می شناسد این پتویم...بی خیال
شانه ها در خانه ام محرم ترین یاران من
شانه ام دیده پریشانی به مویم... بی خیال
قسمت ما هم نشد تا گفتگو با هم کنیم
کل حرفم مانده در بغض گلویم ...بی خیال
اندکی از تو محبت را بجویم ... بی خیال
باغ گل بودی برای مردم این ناحیه
من که صرفا آمدم گل را ببویم... بی خیال
حال من را این اتاق و ساعتم فهمیده است
هقهقم را می شناسد این پتویم...بی خیال
شانه ها در خانه ام محرم ترین یاران من
شانه ام دیده پریشانی به مویم... بی خیال
قسمت ما هم نشد تا گفتگو با هم کنیم
کل حرفم مانده در بغض گلویم ...بی خیال
- ۹۶۴
- ۰۵ آذر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط