کتم رو از روی کاناپه برداشتم و از عمارت بیرون زدم
#𝐖𝐡𝐲_𝐡𝐢𝐦
𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟔𝟗
کتم رو از روی کاناپه برداشتم و از عمارت بیرون زدم.
با سرعت سوار ماشین شدم و حرکت کردم سمت شرکت مادربزرگ.
هر لحظه ممکن بود که تصادف کنم.
ماشین رو توی پارکینگ شرکت پارک کردم و به سرعت وارد شرکت شدم که منشی مادربزرگ رو دیدم.
پارک: آقای جئون اتفاقی افتاده که اومدین اینجا؟
جونگ کوک: مادربزرگ اون کجاست؟
پارک: داخل اتاقشون هستن.
جونگ کوک: دوییدم سمت آسانسور که درش بسته شد.
جونگ کوک:آهه گوه تو شانس من.
سمت پله ها رفتم و به سرعت از پله ها بالا رفتم و خودمو رسوندم به اتاق مادربزرگ.
نفسم بدجور گرفته بود آروم دست گیره درو پایین کشیدم و وارد اتاق شدم.
مادربزرگ:بهت یاد ندادن بدون در زدن وارد اتاق کسی نشی.
جونگ کوک:تو میدونستی؟
مادربزرگ:نظرت چیه دوباره بفرستمت تیمارستان شاید حالت بهتر بشه.
جونگ کوک:تو میدونستی که تهیونگ هنوز دنبال آنالیه؟(داد
مادربزرگ: آره میدونم.
جونگکوک:تو بهم قول دادی که نزاری دست کثیفش به آنالی بخوره(داد
مادربزرگ:من نذاشتم توی این چند سال آسیبی به انالی بزنه ولی الان آنا پیش تویه خودت باید ازش مراقبت میکردی.
جونگکوک: تو این چند سال بخواطر تو همه کار کردم بعد این جواب منه؟هااا(دادو عربده
مادربزرگ:تو شرکت من صداتو بالا نبر(کمی داد
ادامه دارد................∆
𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟔𝟗
کتم رو از روی کاناپه برداشتم و از عمارت بیرون زدم.
با سرعت سوار ماشین شدم و حرکت کردم سمت شرکت مادربزرگ.
هر لحظه ممکن بود که تصادف کنم.
ماشین رو توی پارکینگ شرکت پارک کردم و به سرعت وارد شرکت شدم که منشی مادربزرگ رو دیدم.
پارک: آقای جئون اتفاقی افتاده که اومدین اینجا؟
جونگ کوک: مادربزرگ اون کجاست؟
پارک: داخل اتاقشون هستن.
جونگ کوک: دوییدم سمت آسانسور که درش بسته شد.
جونگ کوک:آهه گوه تو شانس من.
سمت پله ها رفتم و به سرعت از پله ها بالا رفتم و خودمو رسوندم به اتاق مادربزرگ.
نفسم بدجور گرفته بود آروم دست گیره درو پایین کشیدم و وارد اتاق شدم.
مادربزرگ:بهت یاد ندادن بدون در زدن وارد اتاق کسی نشی.
جونگ کوک:تو میدونستی؟
مادربزرگ:نظرت چیه دوباره بفرستمت تیمارستان شاید حالت بهتر بشه.
جونگ کوک:تو میدونستی که تهیونگ هنوز دنبال آنالیه؟(داد
مادربزرگ: آره میدونم.
جونگکوک:تو بهم قول دادی که نزاری دست کثیفش به آنالی بخوره(داد
مادربزرگ:من نذاشتم توی این چند سال آسیبی به انالی بزنه ولی الان آنا پیش تویه خودت باید ازش مراقبت میکردی.
جونگکوک: تو این چند سال بخواطر تو همه کار کردم بعد این جواب منه؟هااا(دادو عربده
مادربزرگ:تو شرکت من صداتو بالا نبر(کمی داد
ادامه دارد................∆
- ۱۹.۸k
- ۰۴ آبان ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط