اینبار که مال من شدی....

اینبار که مال من شدی....

روزگار که هیچ...

فلک را هم نمیگذارم دستش به ما برسد ...

قلعه ای میسازم با دژ های محکم..

با در فولادی...

دیوارهایی از عشق بلند میکنم..

و میسازم درونش کاخ رویاهایمان را....

دیگر دستانت را حتی در خواب هم رها نمیکنم...
دیدگاه ها (۲)

گفته بودی که: «چرا محو تماشای منی؟آنچنان مات که یکدم مژه بر ...

غم انگیزیِ یک زن راپشت زیبایی چشمانشو در عمق لبخند تلخش می ...

خرابم کرده چشمهای تو ساقیفتادم در رَه میخانه ساقیبده باده تو...

اِمشَب بَغلَم کُن کَمے آرام بِگیرَمآنقَدر فِشارَم بِدِه اَصل...

dark life = 14

# پارت نهم: تسلیمِ بیصدابادِ شب، پردههای نازکِ اتاق را به رق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط