نامخاندان جئون

نام:خاندان جئون

PART:1

صبح با آلارم گوشیم از خواب بیدار شدم رفتم دست شویی و بعدم رفتم حموم بعدم یک لباس پوشیدم و رفتم پایین دیدم همه دور هم نشستن

ا.ت:صبح همه گی بخیر(لبخند)

م.ت و ب.ت:صبح بخیر عزیزم(لبخند)

م.ک و ب.ک:صبحت بخیر(لبخند)

ب.گ:صبح بخیر دخترم(لبخند )

رفتم کنار مامانم نشستم

ا.ت:ببینم مامان و زن عمو امروز چی درست کردن از بوش معلومه که خوبه

م.ت و م.ک:نوش جونت

همه شروع کردیم به خوردن صبحونه

م.ت:راستی ا.ت امروز قراره پسر عموت جونگ کوک از آمریکا بیاد اینجا

ا.ت:چیییی؟

ب.ت:آروم باش چرا داد میزنی؟

ا.ت:آخه چرا دوباره باید اون ابله رو ببینم؟فکر میکردم راحت شدم از دستش

ب.گ:در باره پسر عموت درست صحبت کن(عصبی)

ا.ت:اوفف حالا کی میاد؟

ب.ک:الاناست که بیاد

که در زدن

ب.ک:فکر کنم اومد

زن عمو رفت درو باز کرد

جونگ کوک:سلام مامان

م.ک:سلام پسر قشنگم

همو بغل کردن و جونگ کوک اومد داخل و مامان و بابام و بابا ی خودش و بابا بزرگ رو بغل کرد که اومد سمت من

جونگ کوک:به سلام دختر عمو چقدر بزرگ شدی

ا.ت:ولی تو اصلا بزرگ نشدی هم از نظر عقلی هم بدنی(پوز خند)

داشتم زِرررر میزدم من کنارش موش بودم

م.ت:ا.ت این چه طرزه حرف زدن با پسر عموته(عصبی)

م.ک:ولش کن بزار راحت باشه

ب.ت:عزیزم میدونی که اونا از بچگی سایه همو با تیر میزدن(خنده)

ب.ک:هنوز مثل بچگیاشونن(خنده)

ب.گ:اِهمم جونگ کوک پسرم برو وسایلتو تو اتاقت بزار

جونگ کوک:چشم

ب.گ:ا.ت برو اتاقشو بهش نشون بده

ا.ت:هوففف باشه بیا بریم

جونگ کوک:باشه

داشتیم به سمت اتاق جونگ کوک میرفتیم

ا.ت:عجب گیری کردیما نمیشد نیای؟ من آرزومه برم آمریکا بعد تو برگشتی؟ واقعا که عقله خرو داری

جونگ کوک :

...........ادامه دارد
دیدگاه ها (۷)

نام:خاندان جئون PART:2جونگ کوک: ببخشید مادمازل که از شما اجا...

نام :خاندان جئون PART:3ب.گ:ا.ت باید باهم ازدواج کنید همین که...

فیک جدید:خاندان جئون نقش ها:ا.ت:دختر عمو جونگ کوکجونگ کوک:پس...

سناریو BTS«وقتی پات سر یه اتفاقی شکسته و نمیتونی کاری انجام ...

طراح عشق

"سرنوشت "p,49...کوک : هومم منم خستم.... بخوابیم ؟.ا/ت : باشه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط