من که گمراه نبودم، تو خودت می‌دانی 

من که گمراه نبودم، تو خودت می‌دانی 
همه‌اش زیر سر زلف تو بوده؛
شب بو!

وقت اعدام رسیده است؛
فقط یک خواهش
زحمتی نیست اگر، دار مرا از گیسو...!!!
دیدگاه ها (۹)

عشقهمین استهمین کهیک ذره از تومی شود تمام من#علیرضا_اسفندیار...

فریادکه از عمرجهان هر نفسی رفتدیدیم کزین جمع پراکنده کسی رفت...

این روزهاسرفه های پس از سیگار راسرخی چشمانم پس از اشک راپنها...

باز هم خیال تومرا برداشتکجا می بردنمیدانم...!!!

وقت است که بنشینی و گیسو بگشایی تا با تو بگویم غم شب های جدا...

32

به یاد دارم که یک بار مرا جویا شدی که آیا هیچ یک از متون افس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط