part

part 16


کنه تهیونگ جلوش رو گرفت و گفت عقب وایسا اون مال منه
پدر ا.ت چند قدم رفت عقب و بعد گفت
ب.ا : ارباب تهیونگ من واقعا متاسفم که اون شب به خوبی از شما پذیرایی نکردم اما من اون شب کمی تو حالت خوشی نبودم وگرنه هیچوقت دختر یکی یدونم رو به کمی پول نمیفروختم
ته: کمی پول؟
ب.ا : بله قربان درضمن من اصلا متوجه نبودم که دخترم خاستگاری دا ه که دلباخته ی همدیگه هستند((((با نقش بازی کردن میگههه )))
ا.ت : کدوم دلباخته چرا چرت و پرت میگی
ب.ا: چشم قره ای به ا.ت رفت و گفت عزیزم مگه تو خودت نبودی که میگفتی میخوای با جناب فدریک ازدواج کنی
فدریک : عزیزم یعنی همه ی اون حرف ها دروغ بود
ا.ت : کدوم حرف ها چرا چرت و پرت میگین
ا.ت: با حرف هاشون کمی ترسیدم نکنه موفق بشن من و دوباره ببرن مطمئنم بابام به اون مرد قول من رو داده و از اونم مثل تهیونگ پول گرفته اما نه من نمیزارم برای همین گفتم
ا.ت : من قراره با تهیونگ نامزد کنم
همه ی جمع حتی تهیونگ : چی ؟
ا.ت من عاشق تهیونگم اونم عاشق منه مگه نه تهیونگ
ته: امم بله بله البته
ب‌.ا: تو نمیتونی بدون اجازه ی من اینکار رو بکنی من پدرتم
ا.ت: کدوم پدری دخترشو میفروشه هان تو پدر من نیستی
من و تهیونگ فردا عقد میکنیم بهتره دیگه دور و بر من پیداتون نشه نه تو و نه اون عوضی فدریک
ب.ا: باشه اما فکر نکنم بدون اجازه ی پدر بتونی با اون ازدواج کنی
ا.ت : منظورت چیه معلومه که میتونم
ته: باید اون عوضی امضا کنه که با ازدواج ما دوتا رضایت داره
ا.ت: ...
ته : خیل خب هردومون میدونیم چرا اینجایید فقط بهم بگو چقدر میخوای
ا.ت: استین تهیونگ رو کشیدم و گفتم نه تهیونگ ما نباید دباره به اونا باج بدیم
ته : برام مهم نیست فقط میخوام دست از سر تو برداره
فدریک : فکر نکنم هیچ پولی در وصف زیبایی این الاهه بگنجه
ته: عوضی زبون نریز فقط بگو چقدر میخوای
دیدگاه ها (۰)

part 16یه میلیارد دلار ا.ت : عوضی مگه داری پول خون بابات رو ...

part 17 صبح که بیدار شدم ا.ت هنوز بغلم خوابیده بود دیگه به ب...

سلاممممم دوستان شرمنده نمیدونم ویسگون چش شده اما نمیزاره پست...

دوستان سلاممم شرمنده بابت اینکه امروز پارت نذاشتم و فقط دوتا...

part 14فدریک به اگت نگاه کرد و گفت میبینم که نیروی پشتیبانی ...

پارت 1 تهیونگ : ا/ت ( باداد )(ا/ت داخل اتاق داره یوگا کار می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط