فیک ددی من P:9

فیک ددی من P:9
ویو داخل خونه مادر جنگکوک
(مادر جنگوک رو م .ج نشون میدم دوستان )
م.ج سلام بچها خوش اومدید
_دستامو بار کردم که مامانم رو بغل کنم که دیدم رفت وجنا رو بغل کرد به معنی تمام ضایع شدم 😂
+سلام مامانی خوبی
سلام آبجی خوبی
م.ج سلام گلم آره تورو که دیدن عالی شدن
لیا سلام دختر خوبی جنگکوک که اذیتت نمیکنه ها
+نه اصلا 😂
_واقعا که من فراموش کردید
م.ج کمتر غر بزنین بیا داخل
ویو بعد از مهمونی داخل عمارت جعون
ته جنگکوک باید یک چیزی رو بهت بگم
_بگو
تهیونگ همچی رو براش تعریف میکنه
وبعد نیره خونه خودش
ویو جنا
از ترس ریدم به خودم جنگکوک آنقدر اعصبانی بود که رفتی. دستش زده بود بیرون و قرمز شده بود
_که نمره ۵ گرفتی ارهههههه اون هیون بی مصرف شده ۲۰ بیستتتتت میفهمی جنااااا(عربده ن ها عربدددددهههه)
+جنگکوک هقق بخدا من ههق درسم رو هقق خونده بودهققق(گریه نها گریهها)
_آره دیدم چطوری درس خوندی که ۵ شدی( عربده)
+.....(گریه)
ویو جنا
همینجوری داشتم گربه میکردم که یهو یک سورش بعد سمت راست صورتم احساس کردم چی اون اون به من سیلی زد تابحال شده بود کا از دست من ناراحت شده باشه ولی نه در این حد
من سریع و بدو بدو رفتم توی اتاقم و آنقدر گریه کردم که خوابم برد .
ویو جنگکوک
اعصابم خیلی خورد شده بود وقتی هم که فهمیدن جنا نمره ی کمی گرفته خیلی اعصبانی شدم و نفهمیدم چیکارکردم ولی هقش بود باید یاد بگیره دیکه خیلی بهش رو دادم
ادامه پارت بعدییی
شرطارو برسونید همون قبلی ها
راستی فکر می‌کنید زیر سر کی باشه ها حدس بزنید😂😂😍😘
چرا کسی بازنشر نمیکنه
فقط لایک می‌کنید و کامنت میزارید بازنشر هم بکنید لطفاااا
دیدگاه ها (۲)

فیک ددی من

🔪🌀وقتی دستت برید و بهش نگفتی🌀🔪درخواستییساعت10 شبامروز  شوگا ...

برادر ناتنی منPart 3ویو نویسنده مدیر به یکی از بچه ها میگه ت...

پارت ۳ وقتی بهت سیلی میزنه اون جونگوک بود خیلی شکسته بود چشم...

P21دامیان،دامیان اروم سرشو اورد نزدیک انیا که بگه که یه دفعه...

《برادره ناتنیم》(پارت ۷)ویو ا/تاون مین جو بود کهمین جو: اووو ...

چند پارتی تهیونگ 🥺🤍✨وقتی دابمسش گرفتی ولی...ویو منن 😌ناگهان ...

پارت شیش اون اون یوری نبود ولی انگار میخواست خودکشی کنه رفتم...

سلام دوستان می‌خوام محتویات خوابم در مورد نیما بگم چند روز ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط