تو را گم می کنم هر روز و پیدا میکنم هر شب

تو را گم می کنم هر روز و پیدا میکنم هر شب

بدینسان خوابها را با تو زیبا می کنم هر شب

تبی این کاه را چون کوه سنگین می کند آنگاه

چه آتشها که در این کوه برپا می کنم هر شب

مرا یک شب تحمل کن که تا باور کنی ای دوست

چگونه با جنون خود مدارا می کنم هر شب

دلم فریاد می خواهد ولی در انزوای خویش

چه بی آزار با دیوار نجوا می کنم هر شب

کجا دنبال مفهومی برای عشق می گردی ؟

که من این واژه را تا صبح معنا می کنم هر شب
دیدگاه ها (۱)

باید خداحافظی کرداز همه آنهایی که دوست داشتنِ بی‌ شائبه را ن...

شاید یڪ ‌روز ... بـر خوابِ نگاهٺ ...چـند بوسـه زن...

روایت پیمان عارفبه او گفتم فقط عزرائیل را سراغم نفرستپیمان ع...

این روزهاهـوا خیلے غبار آلـود استگـرگ را از سگ نمی توان تشخی...

تحمل می‌کنم اندوه دنیایی خیالی راتماشا می‌کنم نیم پر لیوان خ...

جهان، سال‌هاست که ترازوی عادلی برای سنجشِ روح‌های بزرگ نبوده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط