خدایا

خدایا
مگرمیشودلبان کسی شط عسل باشد
گیسوانش چونان گندمزاررقصان دربادمملوازعطربهارنارنج
همین هاست که حین نوشتم
لرزه ازانگشتانم شروع میشود
غزل وقلبم رابه آشوب میکشد
خاتون
زیبایی ات تابلونقاشی های ون گوک است
کاش بگذاری اندام مینیاتوری ات رابوسه باران کنم
دیدگاه ها (۹)

ای زیباروسیاهی چشمانت چون روبانی ستولبهایت سرخ تر از سیبکه ا...

مغرور ِمن گرم می بوسمتسرد می خندیسرد می بوسی ام و گرم می خند...

ﻣــﻦ ﺍﻳـﻨﻢ. . .☜ﺯﻭﺩ ﺩﻝ میﺑﻨﺪﻡ. . .☜ﺩﻳــﺮ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ میﮐﻨـﻢ. . .☜...

عــطر ِ تَنت روی ِ پــیراهنـم مــانده ..    امــروز بـویــید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط