من که از زلفِ تو دیوانه شدم می‌گردم

من که از زلفِ تو دیوانه شدم می‌گردم
تا که از بویِ تو دیوانه شدم می‌گردم
گر به دست آردم از سلسلهٔ زلفت دست
تا بدارند سر از طاعت تو بر پایم
هر کجا پای نهم بوسه زنم بر پایت
سر به شکرانه نهم هر چه کنم بر گردم
می‌برد از من و می‌گوید و می‌داند و راز
تا به پایان چه کنم با تو و تا در گردم
با تو گر در چمن از سرو کنم دعوی راست
آن تصور نکند سروِ که من پابندم
دیدگاه ها (۰)

پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا راالله الله تو فراموش مکن صحبت...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⓪_بخش دوم_ناگهان دست های کوچکی ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❽_بخش اول_عین خیال هیچکس نیستیم؛ این را بفهم!تنه...

#دیوانه‌بازی...شاید بعد از ظهر گرم تابستون خواب زده شدم..تو ...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط