دم افطار یاد این شعر افتادم:

دم افطار یاد این شعر افتادم:


زِ خانه ها همه بوی طعام می آمد

ولی به جان تو بابا گرسنه خوابیدم

#لاادری
#ای_وای_رقیه😭
دیدگاه ها (۱)

پدرم نیست ...

این شعر یک شعر معمولی نیست ‼️روایت یک خانه متروکه است گاهی ی...

ای جان 😍 بعد میگن این فرشته‌ها نجسن... بابا تو خودت و زاتت ک...

#نگارا، وقت آن آمد که یکدم ز آن من باشیدلم بی‌ #تو به جان آم...

مادربزرگم همیشه می‌گفت:غریب، اونیه که پیش خودی‌ها غریبه!من ی...

دفاع مقدس

ای یار زیبا کجا می رویی تنهاما چیزی نگفتیم قربان سر رااز بهر...

سلام امام زمانمسلام مهدی جانبیا که بی تو دل من بهانه می‌‌گیر...

وقتی این حرامزاده نجس در سازمان ملل پیجر را بالا گرفت

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط