زخم هایم سر باز کرده

زخــم هایم ســر باز کرده
دوباره باید بســوزم و بدوزم ۰۰۰

ڪاش میشد خاطرات ۰
دوباره بر روے زخمم نمڪ نپاشد ۰۰

#Tak_setareh
دیدگاه ها (۳)

عرضه ى دوست داشتن اگر نداریدتوانِ نگه داشتن اگر نداریدخراب ن...

مرا رازیست اندر دل،به خون دیده پروردهولیکن با که گویم راز چو...

مرا عهدی‌ست با شادیکه شادی آنِ من باشدمرا قولی‌ست با جانانکه...

شعرهایمبه تمنای چشمان توستچشمهایت را نبندهستی ام به باد می ر...

آقا من یه چیز فهمیدم از استرنجر تینگز

آرش پرویزی خوبان یاسوج (آرش پرویزی بویراحمدی)

P1🦋نارا«با تابش وحشتناک نور خورشید مجبور به باز کردن چشمام ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط