دلم یک ماشین قدیمی میخواهد

دلم یک ماشین قدیمی میخواهد
از همان هایی که
من و تو
شرمگین و عجول
روی صندلی عقبش همدیگر را بوسیدیم🍂


توووووووف به تک تک خاطرات و اون لحظات‌
دیدگاه ها (۴)

دستت را روی قَلبَم نگه دارمیسوزی …داغِ خیلی چیزها به دلم مان...

ﺭﺍﺳـﺖ ﺑﮕﻮ!کجای ﺩﻟﻢ ﺭﺍﻧﺸﺎﻧﻪ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺍﯾنگوﻧﻪﺑﻪضیافت عشق ﻣﯽ...

‌عشقپشت کدامین درِ بستهقدم می زند که مااینگونهتنهاییم . . .

چه دشوار است تکیه بر شانه های مردی دهی که هوس بدست آوردنت را...

دلم لحظه ای درنگ میخواهد ایستادن میخواهد دمی نفس کشیدن میخوا...

سکوت پیستPart:⁶⁰(ویو مری)دو روز از روزی که جونگ کوک اومد به ...

p8جنا روی مبل کنار سویون نشسته بود و فنجان چای را در دستش گر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط