تو حموم بودم …… مادرم اومده در زده میگه : فرزاد فرزین میش

تو حموم بودم …… مادرم اومده در زده میگه : فرزاد فرزین میشناسی؟ گفتم : آره چطور مگه؟ .
.
مامانمم گفت :
دختر همسایه بالایی اومده میگه : از علی عبدالمالکی نخون من دوس ندارم .. از فرزاد فرزین بخون
:|
دیدگاه ها (۵)

حق سر من زیاد اومده . تو کربلا هیئت حسین ستوده دمپایی

این عشق فیک نیست پارت 2//ویو ساعت 5//. //ویوی ا/ت //د...

رومان عشق بینھایت پارت3 از زبان ملیسا رفتیم رو یہ صندلی نشست...

تو منو دوست داری؟پارت ۲۹ دامیان : آره خودمم انیا: آوه آوه چر...

پارت ۲۳ تمام مسیر تا کافه به حرفی که صبح به تهیونگ زده بودم ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 183♡⁠。⁠)⁩اخم کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط