آهنگ درمانی
_________________
آهنگ درمانی
پارت²⁴
دکتر : گفتم شاید آروم باشید
ت : هوفففف آرومم باشه
دکتر: خب ماریا توی کما هست ۲ ساعت دیگه ایشالله به هوش مییاد
ت و اعضا : ممنونم
""" ۲ ساعت بعد """"""
<ویو ماریا>
چشامو باز کردم خیلییییییییییی دل درد داشتم کنار اتاقم خونی بود ولی فهمیدم بیمارستانه یعنی هنوز ایران بودیم؟ نمیدونم که یهو کله جیمینو دیدم که داره نگاهم میکنه داشت دقت میکرد ببینه بیدارم یا نه
بهش چشمک زدم تا بفهمه بیدارم یهو چشاش گرد شد و با داد و ذوققققققق رفت به اعضا و پرستار گفت پرستار اومد داخل و چندتا کیسه خون و از این جور حرفا که کنارم بود رو کشید از دستم و به اعضا گفت ۵ دقیقه دیگه میتونن بیان داخل میشنیدم همه چیرو جیهوپ با ذوق زنگ زد جنی و خبر داد بعد نامجون هم زنگ زد سویون و بهش گفت حالم خوبه ته هم داشت بهم نگاه میکرد و آهنگ فیتی که دادیم بیرون و آرامش بخش بود رو زمزمه میکرد هردومون به چشمای هم داشتیم نگاه میکردیم
یهو چشام سیاهی رفت
نبضم کم شده بود ولی میزد دو ثانیه بعدش دوباره خوب شد
۵ دقیقه تموم شد و ته مث میگ میگ اومد تو
*****ویو ته*****
بلاخرهههههههه اومدم تو
ت: ماریااااااا خوبی؟ فداتشممممممممم ستاره ی من ببخشید حواسم بهت نبود من اصلا لیاقت تو رو ندا_
حرفم نصفه مون ماریا دستشو گذاشت رو لبم که یعنی آروم باش یا همون هیش بعدش با صدای بی حال و لرزون گفت
م : هیشششششش آروم باش ته من خودم ریسک کردم بعد الان که میبینی حالم خوبه آروم باش ماه من:)
{ ایزول از ذوق رفت اون دنیا }
اعضا هم که ذوققققققق کرده بودن انگاری دارن کیدراما میبینن[🤣🎀]
ت: ولی اگه اگه میمردی چی؟
م : هیچی الان زندم و پیش ماهم هستم این مهمه سرت خوبه؟ ای واییییییییییی هفته بعد قراره کامبک بدیمممممممم بعدش هم تور جهانیییییییییی خداااااااااااااااا
ت : آره بابا سرم که خوبه تو توی بیمارستانی بعد نگران اینایی؟ [🙄💔]
م : خب باشه ببخشید *ی لبخند مثلثی تحویل داد*
جیمین: بیایم تووووووووو؟
م : آره * بیحالللللللللل*
ش: ماریااااااا خوبی؟ میدونی چقدر نگرانت بودیمممممممممم؟
م: خو مگه تقصیر منه که ی روانی اومده چاقو زده تو شکمم
ن:راستی صورت زنه رو دیدی؟
م : آره حتی شناختمش من...من میشناسمش
اعضا : چییییییییی؟
م : اون یکی از همکلاسی هام بود همیشه دلش میخواست منو اذیت کنه منو زامبی یا جن و یل لاغر مردنی صدا میکرد و به دوستاش هم میگفت همین کارو کنن و اذیتم کنن
ج ها ( جیمین و جیهوپ و کوک ) : خب اسمشو یادته؟
م : آره ولی مهم نی ازش میگذرم
ش و ت : ولی من نمیگذرم میفهمی ؟ با جونت بازی کردددددددد
🗿 نکته که ربطی به اینجا نداره : قیافه سویون شبیه جیهونه و چش ماریا هم اون جوریه و همش پر اشک و با بغضه 💔🙄🗿🤓😃
.... ادامههههه........
م : دیگه مهم نی ولش کنین
ش و ت : باشه حالا
٪٪٪٪ هفته بعد ٪٪٪٪٪
دلم کمتر درد میکرد آهنگمون بیرون اومده بود و تیک تاک و پینترست و اینستا پر ادیت از من و اون قضیه بود امروز تور شروع میشد و از ایران شروع کردیم پررررررر آرمی بود کل شهر خالی خالی بود همههههه تو کنسرت بودن باورم نمیشد آخر کنسرت براشون آهنگ دریم ار لیسا رو خوندم و کل جمع و خود اعضا همخونی کردن میشه گفت من نقطه اتصال بی تی اس به بقیه گروه ها بودم من هم با توایس هم ایتزی هم بپ هم بیبی مانستر هم استری کیدز هم استرو میشه گفت با کللللللل کیپاپ دوست بودم و همین خاطر بود آهنگاشونو حفظ میکردم و میخوندم خود اعضا هم حفظ شده بودن [🤣🤏🏻]
بعد که کنسرت تموم شد منو ته رفتیم برج میلاد و کلییییییییی عکس گرفتیم وقتی داشتیم از برج به خونه برمیگشتیم ته پشت فرمون بود و منم چون خوابم میومد خوابیدم فردا باید میرفتیم دبی یهو یجا ته وایساد فک کردم خونه هست ولی نگو که داشتیم سوار هواپیما میشدیم همون شب حرکت کنیم اعضا وسایلا رو جمع کرده بودن و اومده بودن منو ته هم از اینطرف اومده بودیم
\______________________________/
الان میام بقیش هم میزارم
آهنگ درمانی
پارت²⁴
دکتر : گفتم شاید آروم باشید
ت : هوفففف آرومم باشه
دکتر: خب ماریا توی کما هست ۲ ساعت دیگه ایشالله به هوش مییاد
ت و اعضا : ممنونم
""" ۲ ساعت بعد """"""
<ویو ماریا>
چشامو باز کردم خیلییییییییییی دل درد داشتم کنار اتاقم خونی بود ولی فهمیدم بیمارستانه یعنی هنوز ایران بودیم؟ نمیدونم که یهو کله جیمینو دیدم که داره نگاهم میکنه داشت دقت میکرد ببینه بیدارم یا نه
بهش چشمک زدم تا بفهمه بیدارم یهو چشاش گرد شد و با داد و ذوققققققق رفت به اعضا و پرستار گفت پرستار اومد داخل و چندتا کیسه خون و از این جور حرفا که کنارم بود رو کشید از دستم و به اعضا گفت ۵ دقیقه دیگه میتونن بیان داخل میشنیدم همه چیرو جیهوپ با ذوق زنگ زد جنی و خبر داد بعد نامجون هم زنگ زد سویون و بهش گفت حالم خوبه ته هم داشت بهم نگاه میکرد و آهنگ فیتی که دادیم بیرون و آرامش بخش بود رو زمزمه میکرد هردومون به چشمای هم داشتیم نگاه میکردیم
یهو چشام سیاهی رفت
نبضم کم شده بود ولی میزد دو ثانیه بعدش دوباره خوب شد
۵ دقیقه تموم شد و ته مث میگ میگ اومد تو
*****ویو ته*****
بلاخرهههههههه اومدم تو
ت: ماریااااااا خوبی؟ فداتشممممممممم ستاره ی من ببخشید حواسم بهت نبود من اصلا لیاقت تو رو ندا_
حرفم نصفه مون ماریا دستشو گذاشت رو لبم که یعنی آروم باش یا همون هیش بعدش با صدای بی حال و لرزون گفت
م : هیشششششش آروم باش ته من خودم ریسک کردم بعد الان که میبینی حالم خوبه آروم باش ماه من:)
{ ایزول از ذوق رفت اون دنیا }
اعضا هم که ذوققققققق کرده بودن انگاری دارن کیدراما میبینن[🤣🎀]
ت: ولی اگه اگه میمردی چی؟
م : هیچی الان زندم و پیش ماهم هستم این مهمه سرت خوبه؟ ای واییییییییییی هفته بعد قراره کامبک بدیمممممممم بعدش هم تور جهانیییییییییی خداااااااااااااااا
ت : آره بابا سرم که خوبه تو توی بیمارستانی بعد نگران اینایی؟ [🙄💔]
م : خب باشه ببخشید *ی لبخند مثلثی تحویل داد*
جیمین: بیایم تووووووووو؟
م : آره * بیحالللللللللل*
ش: ماریااااااا خوبی؟ میدونی چقدر نگرانت بودیمممممممممم؟
م: خو مگه تقصیر منه که ی روانی اومده چاقو زده تو شکمم
ن:راستی صورت زنه رو دیدی؟
م : آره حتی شناختمش من...من میشناسمش
اعضا : چییییییییی؟
م : اون یکی از همکلاسی هام بود همیشه دلش میخواست منو اذیت کنه منو زامبی یا جن و یل لاغر مردنی صدا میکرد و به دوستاش هم میگفت همین کارو کنن و اذیتم کنن
ج ها ( جیمین و جیهوپ و کوک ) : خب اسمشو یادته؟
م : آره ولی مهم نی ازش میگذرم
ش و ت : ولی من نمیگذرم میفهمی ؟ با جونت بازی کردددددددد
🗿 نکته که ربطی به اینجا نداره : قیافه سویون شبیه جیهونه و چش ماریا هم اون جوریه و همش پر اشک و با بغضه 💔🙄🗿🤓😃
.... ادامههههه........
م : دیگه مهم نی ولش کنین
ش و ت : باشه حالا
٪٪٪٪ هفته بعد ٪٪٪٪٪
دلم کمتر درد میکرد آهنگمون بیرون اومده بود و تیک تاک و پینترست و اینستا پر ادیت از من و اون قضیه بود امروز تور شروع میشد و از ایران شروع کردیم پررررررر آرمی بود کل شهر خالی خالی بود همههههه تو کنسرت بودن باورم نمیشد آخر کنسرت براشون آهنگ دریم ار لیسا رو خوندم و کل جمع و خود اعضا همخونی کردن میشه گفت من نقطه اتصال بی تی اس به بقیه گروه ها بودم من هم با توایس هم ایتزی هم بپ هم بیبی مانستر هم استری کیدز هم استرو میشه گفت با کللللللل کیپاپ دوست بودم و همین خاطر بود آهنگاشونو حفظ میکردم و میخوندم خود اعضا هم حفظ شده بودن [🤣🤏🏻]
بعد که کنسرت تموم شد منو ته رفتیم برج میلاد و کلییییییییی عکس گرفتیم وقتی داشتیم از برج به خونه برمیگشتیم ته پشت فرمون بود و منم چون خوابم میومد خوابیدم فردا باید میرفتیم دبی یهو یجا ته وایساد فک کردم خونه هست ولی نگو که داشتیم سوار هواپیما میشدیم همون شب حرکت کنیم اعضا وسایلا رو جمع کرده بودن و اومده بودن منو ته هم از اینطرف اومده بودیم
\______________________________/
الان میام بقیش هم میزارم
- ۹.۲k
- ۲۸ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط