آفتاب...
به "مزارع قهوه " ی چشم های تو...
که می رسد
صبح می شود
چشم وا کن...
که دلم لک زده است
برای نوشیدنِ فنجان فنجان عشق

#سوسن_درفش
دیدگاه ها (۲)

‌اگر روزی گذشت و فراموشم شدکه بگویم : « صبحت بخیر »و مثل کود...

چو یاد تو را پیش رو می‌نشانم؛دلِ جاودانْ عاشقم را؛به دنبال آ...

‌صبحجایی‌ست میان بازوان تو آغوشت را برای طلوعی دوباره باز کن...

‌خندۀ خورشید را هر صبح دانی چیست رمز؟گویداز عمرت گذشت ای بی‌...

بچه ها این تو یکی از چنل های فن پیج روبیکا بود که نوشته بود ...

وقتی دلم با چشم هایت آشنا می شدمشتش چه زیبا پیش تو هر لحظه و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط