‏گفته بودی که چرا محو تماشای منی

‏گفته بودی که چرا محو تماشای منی
‏آنچنان مات که یک دمـ مژه بر هم نزنی
‏مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود
‏ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی..
دیدگاه ها (۱)

ناز من، عشق من! ز چشم ترم زود مروسر و جانم به فدایت ، ز برم ...

#عاشقانه تقدیم زندگیم💕به سرمـ زد ، که "تو" را پاکــ کنمـ از ...

تقدیم به همه زندگیم:از تو دورم من و دیوانه و مدهوش توامآنچنا...

.❥჻ᭂ࿐✰‎♦️ ⊰. *حاکم شهر دلم , کاش، امانم ،بدهیحاضرم میرم اگر ...

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام...

ای خیالِ قامتت آهِ ضعیفان را عصابر رخت نظاره‌ها را لغزش از ج...

گفت لَبَم ناگهان نامِ گل و گلسِتانآمد آن گل‌عِذار کوفت مَرا ...

آقای من مولای من سلام 🌺بردار از رخ پرده را ‌ای ماه دل‌آرای م...

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿باخبر هستی نگاهم بی‌قرار چشم توست؟عاش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط