عشق ابدی

عشق ابدی 🍻
پارت 9


بعدش رو کاناپه ولو شدم که کوشیم زنگ خورد باید برم پیش آلیا



پرش زمانی به یه ساعت دیگه




ویو جینا


از خواب بیدار شدم و رفتم پایین دیدم جونگ کوک نیست همینجوری که داشتم قدم میزدم صدای در اومد بدو بدو رفتم پایین ودست جونگ کوک رو گرفتم

جینا : میشه منو ببری شهر بازی 🤧🥺


جونگ کوک تو دلش : یا حضرت پشم این از آلیا بچه تره ولی خیلی کیوته تمام سعیمو کردم که چشمای عروسکیش تسخیرم نکنه و گفتم


جونگ کوک : نچ


جینا :( 🥺اوم باشه


ویو جونگ کوک


ای خدا چرا ناراحتش کردم خودمم میخواستم برم شهر بازی ( 🤣🤣🤣)

رفتم سمت کاناپه و بغلش کردم و گفتم بریم ولی یه شرط داره


جینا : چه شرطی

جونگ کوک : باید بوسم کنی 😁

جینا : ارزششو داره باشه


اره دیگه خودتون میدانید اینجاشو 😂😂

جینا : خب دیگه بسته من برم حاضر شم

رفتم اتاق و کمدمو باز کردم و باکلی لباس مواجه شدم وای خدا چقدر رمانتیک ولی سایز منو از کجا میدونست

جینا

یه لباس کیوت برداشتمو رفتم پایین و بدو بدو رفتم تو بغل جونگ کوک


جینا : عشقم مرسی برام لباس گرفتی عاشقتم

کوک : خواهش خوشحالم که خوشت اومد

جینا
بلخره رسیدیم من از ذوق داشتم میترکیدمو......

بله بله خوشتون اومد لایک و کامنت فراموش نشه ❤️❤️❤️

شرایط بعدی
8تالایک
2تادنبال کننده
5تا کامنت

تهکوک
دیدگاه ها (۲۸)

وای خدا پستم تو اکسپلورخرذوق شدم🥳مرسییی بابت حمايتتون قشنگام...

کپی اجباری، کپی، کپی، کپی، کپی، کپی، کپی. آرمیا قراره تا وقت...

رو همگی دخترای سرزمین مبارک ایشالا همیشه شاد باشید 😘

عشقای من لطفا آنفالو نکنید قول میدم زود زود پارت بزارم

part25 عشق پنهان《ویوی ات》رفتم نشستم سر میز چند دقیقه بعد جون...

part 12عشق پنهان 《ویو جونگ کوک》 از اتاقم اومدم بیرون از پله ...

part23 عشق پنهان《ویو ات》جونگ کوک بود برگشتم سمتش تا برگشتم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط