چه انتظار عجیبـــــــــــــی...

چه انتظار عجیبـــــــــــــی...

نه کوششی نه دعایـــــــــــــــی...
نه جنبشی نه بکایــــــــــــــی...
نه پرسشی که کجایـــــــــــــی...
فقط نشسته و گوییـــــــــــــم...

خداکند که بیایـــــــــــــــــــی...
دیدگاه ها (۱)

پارت ۲۱مهمونی هنوز ادامه داشت.من کنار یکی از دوست‌های تهیونگ...

رمان بهترین من،پارت۲☆چویا سرشو رو زمین میزاره*گوشی چویا زنگ ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶⁷ویو: اتچند ساعت گذشته بود، ولی ه...

p5

𝐎𝐧𝐞 𝐃𝐚𝐲 𝐌𝐢𝐬𝐬𝐢𝐧𝐠 | یک روز گمشده𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏صبح که چشم‌هات رو باز ک...

free from the court (p14)

گربه ای در نیمکت کناری...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :در اسلام عزیز، ابتدای ...

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط