P

P20
ات،

وقتی رفتیم جلوتر با دیدن یک میزی که با گل رز تزیین شده بود تعجب کردم
.دونگ مین اینجا چه خبر ؟؟
؟اومدیم غذا بخوریم دیگه
.خب مطمئنی سر این میز مال کس دیگه ای نیست
؟نه من اینجا رو رزرو کردم
.خب چرا ؟
؟بیا بشین می فهمی
رفتم نشستم و با هم یکم مشروب خوردیم و بعد دونگ مین شروع کرد به حرف زدن
؟ خب ازم پرسیدی که چرا اینجا ایم
.اوهوم
؟خب اینجا رو رزرو کردم که ازت خواستگاری کنم
بعد گفتن ای ن حرف جلوم زانو زد و
؟ با من ازدواج میکنی؟
من جا خرده بودم وقتی به خودم اومدم بلندش کردم و بغلش کردم
. چرا که نه
بعدش حلقه های که گرفته بودم و مال منو دستم کرد و مال خودشو من دستش کردم
؟خب حالا حلقه ها خوشگلا
.خوشگل ترینن
؟خوبه
.ولی چرا این کار رو کردی
؟ خب بهش فک کردم و دیدم من تا حالا ازت خواستگاری نکردم و خواستم واست یک خاطره خوب بسازم
.ممنون بابت همه چیی
دیدگاه ها (۱)

P21ات،-ات اتتت پاشو دیرت میشه ها.چیه چی شده بزار بخوابم -اره...

خب این فیک تموم شد و من می خوام برای فیک بعد یکی از رمان های...

P19ات،امروزه قراره با دونگ مین بریم تا لباس عروسی بگیریم آما...

P18تهیونگ،وقتی که بابا اینو گفت با بچه ها رفتیم لباس پوشیدیم...

وقتی مریض میشی last part

فیک نامجون پارت هشتم (میکاپ آرتیست)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط