خون می چکد از تیغه ابروی کمانت

خون می چکد از تیغه ابروی کمانت
باید بگریزم زخونریزی چشمان سیاهت
ای قاتل خون ریزچه خواهی زمن امشب
خواهی بکشی این بندی دربند نگاهت
#اریو_موسوی
دیدگاه ها (۰)

من آمده ام که با تو باشم تا ابددل دیوانه فقط تو را کرده پسند...

ای صبح دلارام به اغوش بیا غم دنیارا بکن فراموش بیا امروز به ...

گره وا کرده ای از گیسوانتچه غوغایی شده در ایوانت هزاران مشتر...

شال رنگی را سرت کردی و بیرون اومدی رژ قرمز برلبت چون کبک خوش...

در وصف تو گفتم غزلی ،ناب درآمد!همرنگ خودت قافیه مهتاب درآمد ...

✨ Part ⁴ : تقاصِ ابریشمی ✨ در همین حال شوگا با یک انبر فلزی ...

✨ Part ³ : تقاصِ ابریشمی ✨ جونگ کوک از جانگ می فاصله گرفت و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط