با تو هستم سهراب.......
با تو هستم سهراب.......
تو که گفته بودی؛
«گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد»
راست میگویی تو!!
چه تفاوت دارد،قفس تنگ دلم
خالی از کس باشد
با بقول تو گ،پر از ناکس و کرکس باشد
من نه،تنها چشمم،واژه را هم شستم
فکررا،خاطره را،خواب یک پنجره را
زیر باران بردم!!
چترها را بستم
من به این مردم شهر پیوستم
من نوشتم همه حرف دلم
آرزو کردم و گفتم که هوا!!
عشق،زمین مال من است
ولی افسوس نشد........
زیر باران من نه عاشق دیدم
نه که حتی یک دوست!!
زیر باران من فقط خیس شدم........
باز هم میگویی؛
«چشمها را باید شست،،جور دیگر
باید دید»..........!!
تو که گفته بودی؛
«گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد»
راست میگویی تو!!
چه تفاوت دارد،قفس تنگ دلم
خالی از کس باشد
با بقول تو گ،پر از ناکس و کرکس باشد
من نه،تنها چشمم،واژه را هم شستم
فکررا،خاطره را،خواب یک پنجره را
زیر باران بردم!!
چترها را بستم
من به این مردم شهر پیوستم
من نوشتم همه حرف دلم
آرزو کردم و گفتم که هوا!!
عشق،زمین مال من است
ولی افسوس نشد........
زیر باران من نه عاشق دیدم
نه که حتی یک دوست!!
زیر باران من فقط خیس شدم........
باز هم میگویی؛
«چشمها را باید شست،،جور دیگر
باید دید»..........!!
- ۱.۹k
- ۰۳ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط