مهدی جان:
مهدی جان:
گرچه عندلیبان غزل خوان بوستانت
شادمانه در ترنم سرود آمدنت
ترانه بهار را میسرایند
اما داستان طولانی مشتاقی و مهجوری تو
گو اینکه بهار بیحضور تو را، پاییز همیشگی
خسته دلان نموده است
ای بهار برکت و رحمت
گرچه توان سرودن نام بلندت ما را نیست
امادیدگان ناقابلم را وقف تماشای قامت رعنای
تو نمودهام و گوشه نگاهم را به ضریح سبز
بشارت ظهورت، گره زدهام ای طلعت رشیده
مولای من:
پس بیا که سر سپردگان حریم ولایت
نوید آمدنت را لحظه شماری میکند و چشم
انتظاران ساحل سبز نجاتت، نستوه و پایدار
همچنان تو را میخواند
برای تعجیل ظهورش صلوات
گرچه عندلیبان غزل خوان بوستانت
شادمانه در ترنم سرود آمدنت
ترانه بهار را میسرایند
اما داستان طولانی مشتاقی و مهجوری تو
گو اینکه بهار بیحضور تو را، پاییز همیشگی
خسته دلان نموده است
ای بهار برکت و رحمت
گرچه توان سرودن نام بلندت ما را نیست
امادیدگان ناقابلم را وقف تماشای قامت رعنای
تو نمودهام و گوشه نگاهم را به ضریح سبز
بشارت ظهورت، گره زدهام ای طلعت رشیده
مولای من:
پس بیا که سر سپردگان حریم ولایت
نوید آمدنت را لحظه شماری میکند و چشم
انتظاران ساحل سبز نجاتت، نستوه و پایدار
همچنان تو را میخواند
برای تعجیل ظهورش صلوات
- ۵۴۵
- ۲۸ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط