تکپارتی نیکی درخواستی

تکپارتی نیکی درخواستی
ازدواج اجباری

ـــــــــــ ویو ا/ت ـــــــــــ
نیکی حین کارش ازم خواست تا براش قهوه ببرم قهوه رو درست کردم و براش بردم
خواستن ببرمش و بزارش رو میز اما لیز خوردم
قهوه ریخت روی قرارداد شرکت
نیکی تا این صحنه رو دید
عربده کشید
-: مگه عقب افتاده ایی *عربده*
+: ببخش-
-: احمق، یه قهوه ازت خواستم، یه کارم نمیتونی درست انجام بدی
+: نیکی...
-: گمشو بیروننن
رفتم تو اتاقم
صدای بیرون رفتن از اتاقشو شنیدم
"¹ساعت بعد"
دیگه خسته شده بودم
لباسامو پوشیدم
اومدم برم بیرون
دیدم نگهبان جلومو گرفت
■: اقا گفتن نمیتونید برید بیرون
حوصله جر و بحث نداشتم رفتم سمت قهوه ساز تا یه اسپرسو برای خودم درست کنم
■: و همچنین گفتن سمت قهوه ساز نرید خانم
پس الان چیکار کنم؟
حوصلم سر رفته
دسته ی بازی نیکی رو برداشتم و رو به نگهبان گفتم: پی اس میزنی؟
■: جوری که انگار فراموش کرد نگهبانه سمتم اومد و دسته ی کروم رنگ رو برداشت و شروع کردیم به بازی کردن
"¹ساعت بعد"
+: من بردمم
■: قبول نیست، تو فناشو بلد بودی
+: وقتی بازی میکنی باید فناشم
بلد باشی
صدای در اومد
سریع بلند شدم که برم تو اتافم که با صدای بم نیکی مواجه شدم
-: بشین، کار دارم باهات
■: اقا این نامردیه، خانم همه ی فنارو بلده
نیکی پوزخندی زد
-: کانگ، برو بیرون
■: چ. چشم
نگهبان رفت بیرون
داشتم سمت اتاق بالا می دویدم
که لب زد: قهری
جواب ندادم
همونطور که پشتم بهش بود دستاشو دور کمرم حس کردم
-: اون قرارداد خیلی برام مهم بود، شرمنده
+: الان معذرت خواهـ-
-: خوابم میاد، امشب تو اتاق من بخواب
𝗘𝗡𝗗
دیدگاه ها (۶)

https://wisgoon.com/clara_armi_feike فیکاش عالیه فالو شه✨🍀

تکپارتی جونگکوک درخواستی برادر ناتنیــــــــــ ویو ا/ت ـــــ...

part: 1_________________________jk: اونجا لبخند میزنی،قهرم ن...

عشق بی مقدمهمعرفی📜________________________________{شخصیت های...

🎀در مبادله با او🎀🍬Part1۴🍬نگاه مادرش گیج تر شد.تهیونگ که جواب...

گزارش کردن فقط نشون دهنده ی عقده ی شماست دوست عزیز!چندپارتی:...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط