مرا خود با تو چیزی در میان هست

مرا خود با تو چیزی در میان هست
و گر نه روی زیبا در جهان هست

وجودی دارم از مهرت گدازان
وجودم رفت و مهرت همچنان هست
دیدگاه ها (۱)

فلک در قصد آزارم چرائیگلم گر نیستی خارم چرائیته که باری ز دو...

دلم آشفته آن مایه ناز است هنوزمرغ پر سوخته در پنجه باز است ه...

سرم ای ماه به دامان نوازش بگذارتا در آغوش تو سوز غزلی ساز کن...

من و دنیا ..همدیگر را رنگ میکنیم ،من با مداد سیاه، دنیا با م...

با تو هر جزء جهان باغچه و بستان استدر خزان گر برود رونق بستا...

استاد شهریار چه زیبا می گوید:گر مرا ترک کنی من ز غمت می سوزم...

من پناهنده‌امبه مرزهای تنتو من همۀ جهان رادر پیراهن گرم توخل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط