Part

Part³¹
آسیه: خب چی شده اومدین اینجا

ایبیکه: هیچی ما تو خونه بیکار بودیم برک میخواست بره سر ساختمون گفتم مارو بیاره اینجا چون ماشینم خراب شده دادمش تعمیرکار دیگه شاید تا فردا درست بشه

آسیه: کار خوبی کردی خب بیاین بریم تو همینجوری دم در نگهتون داشتم
برک تو نمیای

برک: نه آسیه من میرم سر ساختمون شما برین
دروکم باهام میاد مگه نه؟؟

دوروک: باش

برک: پس ما با ماشین دوروک میریم ماشینو میزارم برای شما هرجا خواستین برین

ایبیکه: مرسی عشقم

برک:😘

آسیه: خب خدافظ برک... خدافظ (اسم دوروکو نمیاره فقط خدافظی می‌کنه)

ایبیکه: خدافظ عشقم😘.. خدافظ دوروک

برک: خدافظ عشقم😘.. خدافظ آسیه

دوروک: خدافظ ایبیکه...خدافظ..آسیه (وقتی به اسمش می‌رسه صداشو آروم می‌کنه که فقط خدافظشو بشنوه)
دیدگاه ها (۰)

Part ³²دخترا میرن تو خونهبرک: کانکا چه خبره این لباسا و خندی...

Part³³«ساختمون»ایبیکه: سلام دوروکدوروک‌: سلام ایبیکهآسیه نیو...

Part³⁰رسیدن خونهدوروک: آسیه می‌دونم از دستم عصبانی هستی حقم ...

Part²⁹میرن بیرون آنیسا: دلام عمو دوروکدوروک: سلام خوشگلم چطو...

قبلانم گفتمقاطی کردن ورزش مردو زن , یه Master Plan صهیونیست ...

موضوع: عشق درون پارت ۱۷جونگین: بیبی گرل اصلا دست تو نیست که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط