.باد نجوا می کند در گوش برگ

.باد نجوا می کند در گوش برگ
سر در آغوش گلی دارم
کنار چتر بید
راه دوری نیست
پیدایم کنید...
دیدگاه ها (۱)

آنقدر شبیهِ یک شعریکه‌‌ من،دست پاچه وسطِ کتاب هادنبالت میگرد...

تو بخندتا به همه ثابت کنمیک دیوونه ، دوایش قرص نیست ،لبخند ت...

رسیدنت رادر چشمِ راه دیده اماز بادها شنیده امآنقدر نزدیکیکه ...

زندگی بچّه ای بدون توپگیج، در یک زمین خاکی بودباختن بی مسابق...

همسایه سایه‌ات به سرم مستدام بادلطفت همیشه زخم مرا التیام دا...

سفیر عشق شهید است و ارباب عشق حسین (ع) و وادی عشاق کربلاجایی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط