عمریست بی تو پای دلم لنگ میزند

عمریست بی تو پای دلم لنگ میزند
با تار و پود یاد تو آهنگ میزند
دیدار روی ماه تو کم از سراب نیست
بیهوده بر طناب دلت چنگ میزند
پر میکشم به سوی تو اما غمت هنوز
چون کودکی به بال دلم سنگ میزند
این شد قرارمان که تو از خاطرش روی
پیمان شکست و مثل تو نیرنگ میزند
افتاده قعر چاه خیال تو بی وفا
قلبی که  یِکّه شد بخدا زنگ میزند
از من گذشته رحم به این قلب پاره کن
کِی با دلت نوای هماهنگ میزند؟
دیدگاه ها (۷)

تو که اندازه ی دنیای خودم تنهایی بخدا مثل غزل روی لبم می آیی...

تو که رفتی به خدا از همه وحشت کردمآن همه خاطره را طعمه ی حسر...

درد مرا دوا کن و دست مرارها مکنهرچه کنی بکن ولی خماروبی بهام...

‍ ‍ گمان کن جنگلی پوشیده از مه، شمیمِ نم نمِ باران بیایدنسیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط