آنگاه که غرور کسی را له می کنی،

آنگاه که غرور کسی را له می کنی،
آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی،
آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی،
آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ،
آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی،
آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ،

می خواهم بدانم،
دستانت رابسوی کدام آسمان دراز می کنی تابرای
خوشبختی خودت دعا کنی؟
دیدگاه ها (۱۰)

شب را سپری می کنم تا در گذر لحظه هایم، نگاهم بر زیبایی نگاه...

خداوند بی‌نهایت است و لامکان و بی زمان اما به قدر فهم تو کو...

زمستان سردی بود... برف و بوران ھمہ جا را فرا گرفتہ بود... کل...

موشی در خانه تله موشی دید... به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد, ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط