for me

part: 30
دوباره به شوگا نگاه کردم که دیدم پوزخندش عمیق تر شده و چند دقیقه ای چشم تو چشم شدیم و نگاهمو ازش گرفتم

یه چند ساعت دیگه بازی های مختلف کردیم و دیگه شب شده بود و موقع شام بود، رفته بودم اتاق مهمان تا ارایشمو تمدید کنم که صدای شوگا و جونگکوک اومد

-:چی شده؟
÷:شوگا، ببین من خیلی دوست دارم واقعا مثل داداشمی
-:خب؟
÷:شوگا چرا تیشرت تو تن ا/ت بود، ببین من نمیخام شکاک بازی دربیارم یا اگر همو دوست دارید بینتون جدایی بندازم، ولی اون خواهر منه حواسم بهش هست نمبخوام کسی اذیتش کنه
-:نه من کاری باهاش نداشتم فقط ازم تیشرتمو خواست و کلی اسرار کرد دادم بهش
÷:اوکیه متوجه ام ولی ازت میخوام اگر قراره ولش کنی نزدیکش نشو اصلا
-:هی هی جونگکوک نه میدونم اون خواهرته باهاش این کارو نمیکنم، اگر بخام نزدیکش بشم مطمئن باش احساسات خالصمه
÷:یعنی دوسش داری؟
-:نه....اره..نه نمیدونم
÷:تا وقتی مطمئن نشدی بهش نزدیک نشو لطفا
-:اوکیه
÷:اره، خلاصه قیافه نگریا خواهرمه دیگه
-:اره داداش میدونم خواهر منم بود میگفتم بهت
÷:خب، بریم
-:تو برو منم یه اب بزنم به صورتم میام


جونگکوک رفت و فکنم شوگا مونده بود بیرون هنوز، نشستم رو تخت و لباسمو که صبح اینجا عوض کرده بودمو از رو تخت برداشتم و تاش کردم و تو فکر فرو رفتم


یدفه در با شدت باز شد و شوگا اومد داخل و خیلی هول کرده بود

-:عامم اینجایی

منم بدتر از شوگا هول کرده بودم: ا..اره اومدم لباسمو بردارم

-:اها..منم چیزه..جونگکوک...(شوگا چند ثانیه مکث کرد و نفس عمیق کشید) اومدم برم سرویس اب بزنم به صورتم
+:اها من برم دیگه
-:اره..منم میام
+:باشه



کل اون شب دیگه به فکر شوگا و حرفاش و حرکات صبحش بودم
یعنی چی که جونگکوک ازش پرسید گفت نمیدونه
ازم خوشش اومده یعنی؟ نه بیخیال اصن به من چه بگیرم بخوابم بابا
چه معنی داره ادم قبل خواب فکر چرتوپرت کنه. وا








ولی چرا گفت نمیدونه
وای خدایا باید با رفتارای عجیب اون سر و کله بزنم با افکارات خودمم سر و کله بزنم

بالشت رو گزاشتم رو سرم و جیغ خفه ای کشیدم
دیدگاه ها (۶)

for me

for me

for me

for me

Part:38. #ریاست.عشقبا حرفش دنیا...

سناریو : وقتی بهش میگی دیگه دوست ندارم (به شوخی) :نامجون : ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط