🦠Part5🦠

🦠Part5🦠
جیهوپ ویو: وارد اتاق مینا شدم
جیهوپ: مینا
مینا:جیهوپ نه برو بیرون
جیهوپ ویو: بر خلاف انتظارم اونجا دوتا زامبی بود
جیهوپ: مینا بیا دنبالم من سرشون رو گرم میکنم از دفترت خارج شو فقط وقتی گفتم بدو ،بدو برو بیرون
مینا: ولی تو
جیهوپ: حرف نزن بدو( زامبیا به سمت جیهوپ حمله کردن که سعی کرد با صندلی جلوشونو بگیره)
مینا: هوپی( گریه)
جیهوپ: میگم برو گفتم بروووو
مینا ویو: برام سخت بود ولش کنم دلم میخواست همیشه کنارش باشم طاقت نمیاوردم بدونش وقتی فهمیدم قراره فداکاری کنه و با اونا تنها در بیوفته دلم نمیخواست از دقترم برم بیرون اما مجبورم کرد
جیهوپ ویو: وقتی مینا رفت از دفترش بیرون با گلدون افتادم به جونشون سریع به سمت در رفتم و در رو بستم و دویدم به سمت اسانسور
مینا: حالت‌خوبه صدمه ندیدی؟
جیهوپ: من خوبم تو خوبی؟شماها خوبین؟
بورام ،اقای جانگ: اره
جبهوپ: خوبه،مینا دست بهت نزدن اسیب ندیدی؟
مینا: نه من خوبم الوده هم نشدم
جیهوپ: خوبه خیالم راحت شد
بورام: ا ااقای .... اقای جانگ دستتون؟
اقای جانگ : خ ...خوبم من الوده نشدم اره
جیهوپ: مینا برو عقب
اقای جانگ: لطفا منم با خودتون ببرید حالم خوبه نگاه کنید ففط به خراش کوچیکه آخههه ( درحال تغییر کردن)
بورام : ای وای مینا
مینا : هوپی!!!
جیهوپ: مینا اسانسور سریع!!!!
مینا: باشع
اقای جانگ: نهههههه ولم نکنید عوضیاااا بزارید منم بیام باهاتون
جیهوپ: بورام زود باش مینا برو تو برو
مینا: د بسته شو دیکه لعنتی
جیهوپ: نزدیک بودا
بورام: وای خدا داشتم سکته میکردم
دیدگاه ها (۰)

𝓹𝓪𝓻𝓽۳۵اعضا درو باز کردن دیدن که ات خوابه نامی: ما اینو میخوا...

حقیقت پنهان پارت ۵نامجون اولین کسی بود که قدم برداشت و به سم...

وقتی استادت بودP:2ویو ا.ت:+نیس..._اهمممبرگشتم دیدم کوکه و با...

پارت ۱۴......................................

دوپارتی درخواستی

فیک کوک پارت = ۸ویو ا.ت بعد ار اینکه از خونه اومدم بیرون همو...

پارت. 33

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط