دو جام پر ز عسل, آن دو چشم رویایی

دو جام پر ز عسل, آن دو چشم رویایی
و رقص دست کسی, لای موی خرمایی
نگاه کرد و حضورش به روی من پل زد
و رد شد این دل من از ورای دریایی
یکی دو لحظه ی بعدش به روی من خندید
و آتشی که پس از آن, و بی شکیبایی
چه کودکانه خیالی که دل از او بردم
و قولها وَ قراری, که باز هم آیی
درون آینه ی شب, پرنده ی مهتاب
شکسته بال و پرش را, به شام رسوایی
و پشت پنجره های همیشه منتظرم
ترنم لب باران, و بغض فردایی
که وعده کردی و فردا نیامد از آن شب
و تا شد عقربه های کج و مقوایی
دیدگاه ها (۴۷)

تکپارتیوقتی بین دخترو پسرش فرق میزاشتصدای خنده‌ی بچه‌ها تمام...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

تو آن رویا ترین خوشبختی دنیای فردایی که با تو میشود فردا بن...

آیینه های روشن زیبایی اَت بخیرتشویش عاشقانه ی رؤیایی اَت بخی...

بی+تو+با+بغض+فروخورده‌ی+پنهان+چه+کنم+تک+و+تنهـا+وسط+ِ+فصـل+ِ...

عهد کردم که دراعماق خودم حبس شومحس کنم هیچ شدن را و در او لم...

پیش از این ها فکر می کردم خدا                    خانه ای دار...

همایون رحیمیان

سینه میسوزانی ای دل چو می آغازی سخنسینه میسوزانی ای دل چو می...

ترسناک ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط