عشق آن

عشق آن
لحظه ی ویران شدن است
وقت تنهای پریشان شدن است
عشق آن مرز گذر کردن ز خود
نوبت پیدای ِ پنهان شدن است

#شهزاد
دیدگاه ها (۴)

بی کس و بی طاقت و در وطن خویش غریب بی شکایت از نفیر و نفر...

شده چون کوره ی آتش ، تاب و تب مان جراحی شده لبخند ، به روی ...

من خدایم اینجاست پشت این وسوسه ی تنهائی در خم کوچه ی بن بست...

گر پیر شوم از تو زنجیر شوم در تو زیبا شوی در جان پیدا شوی پن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط