می اندیشم

می اندیشم
تقدیر و سرنوشت
چه
با زندگی میکند،
و من چگونه
در این تقدیر
دستان تو را
آشیانه
عشق خود کردم.....
دیدگاه ها (۰)

شب که می شودانگار آسمان بغض مى كنددلم مى گيردفكر هاى غريبىب...

چه حالی داردآرامش در اين ديارتو باشىو دشت باشدو نسيم صبگاهىک...

عاشق لعل شکربار توامفتنهٔ زلف نگونسار توامهیچ کارم نیست جز ا...

چگونه باتو بگویم که دل قرارش نیست ؟!از این غروبِ ستــمگر ، چ...

رنجم را باور کرد...

گر خدا خواهد تو راهی را روی چه بخواهی چه نخواهی می رویسرنوشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط