نفرتی که تبدیل به عشق شد

نفرتی که تبدیل به عشق شد
P31
دستش رو به بالا و پایین سوق میداد طوری که بدنم به لرزه می افتاد
( ویو کوک)
آنقدر عصبانی بودم که اختیارم دست خودم نبود نمی‌دونستم دارم چیکار میکنم فقط می‌دونم داشتم کاری میکردم آروم بگیرم
لبام رو روی لباش گذاشتم در عین حال با یک دستم به سینش چنگ میزدم آه و ناله های ریزی از سر درد میکرد ولی این کارش باعث داغ شدن بیشتر من میشد از لباش جدا شدم دوباره شروع به کیس مارک گذاشتن کردن وقتی روی کبودی های قلی رد میشدم دستم رو فشار میداد به سینه هاش که رسیدم هلم میداد که بس کنم ولی ... ولی
جیغغغغغغغغغغغ
از نوک سینش گاز کوچیکی گرفتم و سرم رو تا یک سانتی صورتش بردم
_هیسسس (ابرو های درهم )
ن...هق تو رو...هق خدا..
_خفه شو(داد )
دستم رو بدم بین پاهاش که شکی بهش وارد شد و باعث گریه های بلندش شد دستم رو روی (بفهمید دیگه 🤣)
کشیدم عاشق التماس کردنش بودم جوری ازم میخواست از کارم دست بکشم ولی ... جئون یا کاری رو نمیکنه یا اگه می‌کنه تا آخرش ادامه میده
ا.ت کوچولو دست بد کسی افتادی
بلند شدم و لباسام رو در آوردم ...هه ... ا.ت سریع از روی تخت بلند شد که فرار کنه دستش رو گرفتم و دوباره پرتش کردم روی تخت
روش خیمه زدم دوباره دستم روی بین پاهاش گذاشتم و مالشش میدادم
آه و ناله های از سر دردش تموم شد آه و ناله های از سر لذتش بلند شد دستم رو از روش برداشتم که صدای شاکی بودنش در اومد
_چیه؟چی میخوای ؟
ت....ت....تو
_منو؟ چرا اونوقت ؟
خو....خواهش ....میکنم
_نمیفهمم منو میخوای یا جئون کوچولو رو ؟
دیدگاه ها (۱۴)

نفرتی که تبدیل به عشق شدP32_نمیفهمم منو میخوای یا جئون کوچول...

نفرتی که تبدیل به عشق شدP33+ برای.‌...ای..اینکه ...میخواستم ...

نفرتی که تبدیل به عشق شدP30راست میگه من با دلش بازی کردم دلش...

نفرتی که تبدیل به عشق شدP29توی اتاق ولش کردم و رفتم به دفتر ...

تک پارتی

پارت چهارم تقدیمتون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط