مدتی شد که در آزارم و می‌دانی تو

مدتی شد که در آزارم و می‌دانی تو
به چشمان تو گرفتارم و می‌دانی تو

از غم عشق تو بیمارم و می‌دانی تو
داغ عشق تو به جان دارم و می‌دانی
تو
خون دل از مژه می‌بارم و می‌دانی تو
از برای تو چنین زارم و می‌دانی تو؟؟؟ ‌
دیدگاه ها (۱)

کجا هستی تو ای جانم چه دلتنگم نمی دانیکزین اشعار غمبارم غم م...

ای پادشه خوبان داد از غم تنهاییدل بی تو به جان آمد وقت است ک...

بی تو از گردش ایام ، بدم می آیدزینهمه آه نفس گیر ، بدم می آی...

در حضور خارها هم می شود یک یاس بوددر هیاهوی مترسک ها پر از ا...

*گر من به غم عشق تو نسپارم دل* *دل را چه کنم بهر چه می‌دارم...

چه دلچسب می شوی ...وقتی تو با چشمان سیاهتنفسهایم رابوسه بوسه...

ایران منتمام خشت خشت پیکرت را دوست  می دارم برای از "الف" تا...

تو را هم عاشقم، هم بی نهایت دوستت دارم و می دانم تو میدانی ک...

Attar050511

عاشقانه های شبنم

تا صبح بیدارم ، چرا ؟ چون دوستت دارمآرام می بارم ، چرا ؟ چون...

سلام حالتون چطوره !!!🫠🫠https://wisgoon.com/namotevariچه می خ...

سلام عزیزم صبح بخیر ❣️❣️❣️❣️❣️❣️تو را ای ماهِ قلبم دوست دارم...

••اَلْحَمدُ اللهِ الَذے خَلَقَ الحُسيـــن (ع)«یا #اباعبدالله...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط