هر چند پیر و خسته دل و ناتوان شدم

هر چند پیر و خسته دل و ناتوان شدم
هر گه که یاد روی تو کردم جوان شدم

شکر خدا که هر چه طلب کردم از خدا
بر منتهای همت خود کامران شدم

از آن زمان که فتنه چشمت به من رسید
ایمن ز شر فتنه آخرزمان شدم

من پیر سال و ماه نیم یار بی‌وفاست
بر من چو عمر می‌گذرد پیر از آن شدم

دوشم نوید داد عنایت که حافظا
بازآ که من به عفو گناهت ضمان شدم
دیدگاه ها (۹)

منو دست خودم نسپار...

.کجایی تو بی منتو بی من کجایی.

سلام سلام به زندگی که برای بودنش زنده ایم...❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤...

ها ها ها ها پاشو گلِ من , صبح شنبه شده (-:☺

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط