آمدی وه که چه مشتاق و پریشان بودم

آمدی وه که چه مشتاق و پریشان بودم

تا برفتی ز برم صورت بی جان بودم

#سعدی
دیدگاه ها (۳)

خاموش باش، مرغکِ دریایی! بگذار در سکوتبماند شب؛بگذار در سکوت...

محبوب من!بعد از تو گیجمبی قرارم، خالی ام، منگمبر داربستی از«...

گاه آدمی تنهاتر از آن است که سکوتش می‌گوید.گاه تنهایی، تنهات...

یکدیگر را با کلمات به دست می آوریم و با رفتار از دست می دهیم...

تقدیم به تک گلِ باغِ زندگیم جانانم:❤🌹خیال روی تو در هر طریق ...

خیال روی تو در هر طریق همره ماستخیال روی تو در هر طریق همره ...

#شعر_قدیمی 🤍خداوندی چنین بخشنده داریمکه با چندین گنه امیدوار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط