تکپارتی جیهوپ

تکپارتی جیهوپ
The best father
بهترین پدر

ویو جیهوپ
دیگه آخرای پدر شدنم هست خیلی هیجان دارم صد بار تمرین کردیم ولی بازم هیجان دارم اگه بچه چیزیش شه چی اگه ات چیزیش شه چی جیهوپ منفی فکر نکن یه نفس عمیق کشیدم به ات نگاه کردم که مثل فرشته خوابیده بود رفتم کنارش نشستم یه پیشانیشو بوسیدم موهاشو نوازش کردم بلند شدم رفتم آشپز خانه شروع کردم به پختن غذا

-
ویو ات
آروم چشامو باز کردم ولی جیهوپ کنارم نبود آروم بلند شدم رفتم سمت آشپزخونه دیدم جیهوپ داره غذا درست می‌کنه رفتم از پشت دستامو دور کمرش حلقه کردم سرمو بهش تکیه دادم
جیهوپ : اووو پرنسس کوچولوم بیدار شد
ات: آره عشقم داره چیکار می‌کنی
جیهوپ : دارم برا زن و بچه ام غذا میپزم
ات: ( آروم خندید) قربونت اون دلت برم من
جیهوپ : آخه تو چقدر کیوتی عشقم
ات : از تو به ارث بردم
جیهوپ: آخیییییی ( گونشو بوسید ) برو بشین غذا ها رو بیارم
ات: باشه عشقم
رفتم نشستم روی صندلی یکم حس کردم شکمم درد می‌کنه ولی اهمیت ندادم جیهوپ غذا ها رو آورد
جیهوپ : بخور ببین چطور شده
ات: عالی شده عشقم عالی
جیهوپ : نوش جونت پرنسس
بعد از خوردن غذا جیهوپ میز رو جمع کرد منم بلند شدم رفتم سمت یخچال آب بردارم تا خواستم آب بخورم درد شکمم گرفت لیوان از دستم افتاد شکست از دیوار گرفتم
جیهوپ : هی خوبی
ات : نه نه خوب نیستم زود باش ( داد )
جیهوپ : آروم باش نفس بکش
ات : زود باش ( با داد بلند)
جیهوپ: باشه باشه
دستمو گرفت آروم از خونه برد ماشین درو باز کرد منو گذاشت تو ماشین
جیهوپ : وای کیف بچه مونده وایسا من برم بیارم
ات: زود باش پدرسگ
جیهوپ : باشه باشه عشقم آروم باش
ویو جیهوپ
سریع رفتم خونه کیف رو برداشتم گذاشتم تو ماشین ماشینو روشن کردم با سرعت بالا رفتم
ات دستمو گرفت با ناخون هاشو دستمو چنگ زد
ات : وایسا فقط این توله سگ بدنیا بیاد بهت میگم ( با داد بلند)
جیهوپ : آروم باش آروم باش تقریباً رسیدیم
ات: جیهوپ می‌کشمت زود باش سریع تر
یهو ترمز کردم پرستار ها رو صدا کردم اومدن بردن از استرس دست و پاهام لرزید از اتاق عمل جیغ هاش میومد یهو صدای بچه اومد دکتر اومد بیرون
جیهوپ : دکتر زن و بچه ام خوبه
دکتر : تبریک میگم آقای جانگ دخترتون هم سالمه زنتونم سالمه
جیهوپ : آخیششش میتونم ببینم
دکتر : یکم صبر کنید بعد برین
جیهوپ : تشکر میکنم دکتر
دکتر : خواهش میکنم وظیفه مون بود
یکم گذشت رفتم اتاقشون ات رو محکم بغل کردم
ات: یواش یواش
جیهوپ : ببخشید
پرستار بچه رو آورد داد بغل ات رفت
جیهوپ : ببین شبیه مامانش هست مثل فرشته
دوتاشونم هم محکم بغل کردم


End

@monalis
درخواست این خوشگلمون
دیدگاه ها (۱۵)

عشق مافیایی Part 11ویو ات وقتی داخل اتاق شد میخواستم حتی بهش...

عشق مافیایی Part 12 ویو ات ات : این یا حتما دیوونه ست یا هم...

عشق مافیایی Part 10 ویو جیمین جیمین: پس زبون درازی می‌کنی آر...

عشق مافیایی Part 9 ویو ات مینجی وقتی به گوشی نگاه کرد رنگ صو...

سه پارتی جونگ کوک

پارت ۴ فرشته کوچولو ویو اتصبح ساعت ۸ از خواب بیدار شدم ولی ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط