آتشی زد شب هجرم به دل و جان که مپرس

آتشی زد شب هجرم به دل و جان که مپرس

آن چنان سوختم از آتش هجران که مپرس

#شهریار
دیدگاه ها (۲)

لبخند کن معاوضه با جان شهریار تا من به شوق این دهم و ...

گیسو مفشان ، توبه ی ما را مشکنچون توبه ی عاشقان به مویی بند ...

پروردمت به ناز که بنشینمت به پایای گل چرا به خــــــــــــاک...

‏یک شیرینی فروشی به مناسبت زادروز استاد شجریان همچین خلاقیت ...

شرح این آتشِ جان سوز نگفتن تا کی؟🌸سوختم، سوختم این راز نهفتَ...

پروانه وار سوختم از شوق روی توآتش زد و بر جان منسوخ و طن شدم...

بر سر آتش تو سوختم و دود نکردآب بر آتش تو ریختم و سود نکردآز...

عاشقانه های شبنم

شب ها... 🌙در انتظار سپیدهبا آتشی کهدر دل من بود چون شمع قطره...

تقدیم به همه دنیام:🫀🫂تير مژگانت دلم را خسته كرد             ...

عجب غمی به دل نشاندیچه آتشی به جان کشاندیـــــــــــــــــــ...

مُجال - خداحافظی نمیکنمقلب ما سوخت، قلب ما آتش گرفتو ان شاءا...

آقای من مولای من سلام 🌺بردار از رخ پرده را ‌ای ماه دل‌آرای م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط