بغلم کن همه جا ! شهر حسودی بکند

بغلم کن همه جا ! شهر حسودی بکند
چشم تو بین زنان تیر و کمان پخش کند

باد با موی تو هر لحظه تبانی کرده
راز دیوانگی ام را به جهان پخش کند

بشود فاشِ همه راز اشارات نظر
قصه عشق مرا نامه رسان پخش کند

شعر من خوبترین شعر جهان است اگر
آنچه از روی تو دیده ست زبان پخش کند

وصف زیبایی تو در همه ی ابیاتم
آبِ دریاشده تا قطره چکان پخش کند

درد یعنی تو نباشی بغلم ناز کنی
رادیو لحظه ای آواز بنان پخش کند...
دیدگاه ها (۴)

وقت دلتنگی دلم صحرای محشر می شوداین ندیدن ها برایم تلختر سر ...

از من جدا مشو که تمنای من توییمهتاب خلوت شب تنهای من ...

برایش شعر خواندم ٬ اشک هایش را درآوردمپس از یک عمر خاموشی صد...

جز یاد تو ای حسرت شیرینِ قدیمیباور بکنی یا نکنی از همه سیرمل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط