* گروهی از اهل کوفه در این منزلگاه خیمه زده بودند. حضرت ا

* گروهی از اهل کوفه در این منزلگاه خیمه زده بودند. حضرت از آنها پرسید: ایه به یاری من می ایید؟
بعضی گفتند: دل ما رضایت به مرگ نمی دهد و بعضی دیگرگفتند: ما زنان و فرزندان زیادی داریم.
مال بسیاری از مردم نزد ماست و خبر از سرنوشت این جنگ نداریم، لذا از یاری تو معذوریم.

* حضرت به جوانان امر کرد که آب بردارند و شبانه حرکت کنند.
امام(ع) همانگونه که سوار بر مرکب بود، مختصری به خواب رفت. پس از بیداری کلمه ی استرجاع(انا لله و انا الیه راجعون) را تکرار می کرد.
« علی اکبر جلو رفت و علت را جویا شد؛ حضرت فرمود: اسب سواری جلو من در خواب ظاهر شد و گفت: این قوم شبانگاه در حرکت است و مرگ به استقبالشان می اید.»
علی اکبر گفت:« پدرم! ایا ما بر حق نیستیم؟» حضرت فرمود:« سوگند به خدا که ما بر حقّیم.» علی اکبر گفت:« پس ما را باکی از مرگ نیست.»
امام فرمود:« خدا تو را جزای خیر دهد.»

* حسین(ع) در این منزل به عبیدالله جعفی چنین فرمود:
پس اگر ما را یاری نمی کنی خدای را بپرهیز از این که جزو کسانی باشی که با ما می جنگد.
سوگند به خدا اگر کسی فریاد ما را بشنود و ما را یاری نکند، خدا او را به رو در آتش می افکند.
دیدگاه ها (۵)

وقت نماز شب وقت نماز شب از اول نیمه شب است تا طلوع صبح صادق...

سفارش جبرئیل به نماز شب رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:...

✋به هواپیمای ماه مبارک رمضان دارید نزدیک می شوید ارام ارام س...

.میگن اگه تحریم ها برداشته بشه از آسمون لیموناد می باره؛میگن...

حجت‌الاسلام‌والمسلمین ماندگاری تبیین کرد؛ پنج شاخص یاری ولی خدا با الهام از سیره حضرت معصومه(س)

امام علی(ع) و دفاع از حق ایرانیان💗روزی امام علی(ع) در کوفه ب...

🌷🌼🌷🌼🌷🌺🧚‍♀️‼ عبادتهایی که برای آن عذاب می نویسند🌷رسول خدا صلی...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

🟢 پس از غیبت کبری حضرت (ارواحنا له الفدا ) سنت بوده که شیعه ...

السلام علیک یا بقیه الله العظم ارواحنالهم فدا

السلام علیک یا بقیه الله العظم ارواحنالهم فدا

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش اول)

قصه سیزدهم: امام حسن مجتبی (ع)

خسف | قصه بیست و دوم: حضرت زینب (س) بخش اول

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط