صدایم کن، چو لب وا می کنی عشق است

صدایم کن، چو لب وا می کنی عشق است
خودت را در دلم جا می کنی عشق است

تو با شرم قشنگ عمق چشمانت . . .
مرا وقتی تماشا می کنی عشق است

سکوتی خفته در حجم نفس هایت . . .
محبت را که حاشا می کنی عشق است

چه شد آن وقت دیدارت نمی دانم . . .
همین امروز و فردا می کنی عشق است

تو کز پشت حصار پنجره هر روز . . .
فضای شیشه را ها می کنی عشق است

میان کوچه می پاشی نجابت را . . .
دلم را اینچنین تا می کنی عشق است
دیدگاه ها (۲)

تو می رفتی و تصویر تو در خورشید می افتـادفقط یک سایـه بود و ...

ﺑﻨﺎﻝ ﺍﯼ ﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻏﻢ ﺩﺍﺭﻡ ﺍﻣﺸﺐﻧﻪ ﺩﻟﺴﻮﺯ ﻭ ﻧﻪ ﻫﻤﺪﻡ ﺩﺍﺭﻡ ﺍﻣﺸﺐﺩﻟﻢ...

ناز چشمانت کشم آنقدر، حیرانت کنم بی وفا در قدرت من نیست زندا...

خدایا عاشقش کن تا بفهمد درد من رابفهمد روزگار غمگسار سرد من ...

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

جونگ‌کوک عزیز،امروز، اول سپتامبر، روزی است که جهان یک هدیه گ...

پارت ۱۹:خب فکر کنم عاشقت شدم! will l fill i love you

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط