تنهاشادی زندگیم این است که هیچ کس نمیداند تاچه حدغمگینم

تنهاشادی زندگیم این است که هیچ کس نمیداند تاچه حدغمگینم
بعضی وقتا دلم میخواد هرچی دارم بدم فقط یه شونه داشته باشم که روش گریه کنم...
تنهاییم را دوست دارم
بوی نجابت میدهد...
دیوانه نیستم اما
این روزها از فرط بی کسی با دکمه های پیرهنم حرف می زنم.
بی پناهی یعنی...

زیر آوار کسی بمانی که قرار بود تکیه گاهت باشد!
کنارحوصله ام بمان...اگرنباشی، دلم که هیچ ...دنیا هم تنگ میشود...
دیدگاه ها (۱)

دلم با اون یه دریا بود ، ولی آتیش به دریا زد......نخوابی آسم...

تیک تیک عقربه‌ها تو نگات توی نگامهدو تا دستاتو گرفتم التماسی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط