حکایت این روزای من...هه

حکایت این روزای من...هه
نامرد مگه بدی بهت کردم ؟!!!
هًٌمٍشُُ گفًُتمـــ خوبیِـــــ
همٍٍش گفتِــــ بدمـــ
با اینکه جفتمون دروغ می گفتیم
دیدگاه ها (۴)

تو خانوم بودی کیا پرت کردن ؟^^^^من نازتو کشیدم تو واسه اون ن...

ﺳـﯿــﺎﻩ ﻣـﺸﻖ ِ ﭘــﺸﺖ ِ ﭼــﺸـﻤـﻬـﺎﯾــﺖ ، ﺩﺳـﺖ ﺧـــﻂ ِ ﮐــﯿـﺴﺖ...

یادتونه

ماهِ لورنزو 🌙🥀پارت 3 *لورا*گوشی رو برداشتم و با دستای لرزون ...

رها🦋 حلالم کن اگر گاهی به یادت اشک می ریزممن از اینکه تو رفت...

Part ⁴¹The name of the story: Madness hall(تالار جنون)با خند...

Part ⁴⁵The name of the story: Madness hall(تالار جنون)گفت:خب...

★ازدواج من و بابات؟...p⁴(* ساعت ۵ *)رفتم داخل رستوران...تهیو...

داشتم با دوستم تلفنی حرف می‌زدم و همزمان با پسرم که از صبح ک...

Part ⁴²The name of the story: Madness hall(تالار جنون)گفتم:و...

پارت ۳ 🖤بعد از اینکه جیمین منو از اونجا بیرون آورد، تمام راه...

Part ³⁷The name of the story: Madness hall(تالار جنون)کلاهشو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط