حال ماه اشک میریخت و ابر ها خشمگین میشدند،اشک هایش را بر

حال ماه اشک میریخت و ابر ها خشمگین میشدند،اشک هایش را بر زمین فرود اوردند و خشم خورشید فرا میرسید:))
دیدگاه ها (۰)

اشکال نداره اگه قول ها از روی اجبار شکسته بشن.._وینچنزو

+اوژنی..دزیره کلاری میگفت فکر میکردم بزرگ شدم..ولی آدم تا وق...

مثل روانشناسی که خودش افسردگی داشت:)

تو اتاق دارم آروم گریه میکنم)بابام یهو میاد تو.._چرا گریه می...

فرشته من گریه نکن.... میدونی حالم بد میشه مروارید هاتو ببینم...

نسیم خنک جسورانه از بین پنجره بیرون میخزید.بازی با پرده ای ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط