آه!
دیری است کاین قصه گویند
از بر شاخه مرغی پریده
مانده بر جای از او آشیانه...
#نیما_یوشیج
دیدگاه ها (۳)

‌یک شبِ مهتابمردمانِ زیادی ساز‌هایشان را بر می‌دارندزیباترین...

‌ای دیدنت آسایش و خندیدنت آفتگوی از همه خوبان بربودی به لطاف...

‌آن‌قدر به این سو نیامدیتا از سیلاب بهاره‌ی عمر تورودخانه عر...

‌صدایم کن به استجابتِ نگاه که نور از فروغِ چشمِ تو پرتو می‌خ...

می‌گویند مردها گریه نمی‌کنند...کاش یک‌بار جای من بودند؛جای پ...

غربت بس است... دیری است زآشیانه جدا مانده‌ای «#امین» غربت بس...

⏝ׄ⏝⏝ׄ⏝‌꩜ @ارغوانم ꩜⏝ׄ⏝⏝ׄ⏝‌ارغوان،شاخه همخون جدا مانده منآسم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط