زن!
زن!
موی مش کرده،
ابروی برداشته،
لبانِ قرمز نیست.
زن!
لباسِ سفید
شب باشکوه عروسی،
بوی خوشِ قرمه سبزی،
قرارهایِ تاریکی کوچه پشتی، تویِ یک ماشین نیست.
زن!
پوکی استخوان،
یک زنِ پا بماه،
حال تهوع،
استفراغ دردهای زایمان،
مادر بچهها نیست.
زن!
عصایِ روزهای پیری،
پرستار وقتِ مریضی نیست.
زن!
وجود دارد؛
روح دارد؛
قدرت،
جسارت.
پا به پای یک مرد، زور دارد.
عشق
اشک
نیاز
محبت
یک دنیا آرزو دارد.
زن... همیشه... همه جا... حضور دارد.
و اگر تمام اینها یادت رفت، تنها یک چیز را به خاطر داشته باش:
که هنوز هیچ مردی پیدا نشده
که بخواهد در ایران جایِ یک زن باشد...!!
موی مش کرده،
ابروی برداشته،
لبانِ قرمز نیست.
زن!
لباسِ سفید
شب باشکوه عروسی،
بوی خوشِ قرمه سبزی،
قرارهایِ تاریکی کوچه پشتی، تویِ یک ماشین نیست.
زن!
پوکی استخوان،
یک زنِ پا بماه،
حال تهوع،
استفراغ دردهای زایمان،
مادر بچهها نیست.
زن!
عصایِ روزهای پیری،
پرستار وقتِ مریضی نیست.
زن!
وجود دارد؛
روح دارد؛
قدرت،
جسارت.
پا به پای یک مرد، زور دارد.
عشق
اشک
نیاز
محبت
یک دنیا آرزو دارد.
زن... همیشه... همه جا... حضور دارد.
و اگر تمام اینها یادت رفت، تنها یک چیز را به خاطر داشته باش:
که هنوز هیچ مردی پیدا نشده
که بخواهد در ایران جایِ یک زن باشد...!!
- ۱.۰k
- ۳۰ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط