زن!

زن!
موی مش کرده،
ابروی برداشته،
لبانِ قرمز نیست.
زن!
لباسِ سفید
شب باشکوه عروسی،
بوی خوشِ قرمه سبزی،
قرار‌هایِ تاریکی‌ کوچه پشتی‌، تویِ یک ماشین نیست.

زن!
پوکی استخوان،
یک زنِ پا بماه،
حال تهوع،
استفراغ درد‌های زایمان،
مادر بچه‌ها نیست.
زن!
عصایِ روز‌های پیری،
پرستار وقتِ مریضی نیست.

زن!
وجود دارد؛
روح دارد؛
قدرت،
جسارت.
پا به پای یک مرد، زور دارد.
عشق
اشک
نیاز
محبت
یک دنیا آرزو دارد.

زن... همیشه... همه جا... حضور دارد.

و اگر تمام اینها یادت رفت، تنها یک چیز را به خاطر داشته باش:
که هنوز هیچ مردی پیدا نشده
که بخواهد در ایران جایِ یک زن باشد...!!
دیدگاه ها (۴)

ﺧﺪﺍﯾﺎ؛ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﺑﺮﺍﻳﻤﺎﻥ ﺑﺮﻑ ﺑﻔﺮﺳﺘﻲ؟ﺑﺮﻓﻲ ڪﻪ ﺑﺮﻑ ﺑﺎﺷﺪ،ﺑﺮﻓﻲ ڪﻪ ﺑﻨﺸ...

پروردگارا! با اولین قدم هایم بر جاده های صبح، نامت را عاشقان...

صبح آغازدیگری است برای دویدن در روزگاردر پیچ و خم های تردید....

اگر کسی را دوست داری،هوایش را داشته باشاما اگر برای پر کردن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط