پارت دوازدهم

پارت دوازدهم

صبح

جونگکوک از خواب بیدار شد ولی تهیونگ کنارش نبود با خودش فک کرد شاید توی آشپزخونه باشه برای همین به سمت آشپزخونه رفت

جونگکوک: تهیونگ تهیونگ کجایی؟

جونگکوک همینطوری به سمت آشپزخونه خونه میرفت و تهیونگ صدا زد ولی وقتی به آشپزخونه رسید تهیونگ نبود

جونگکوک همه جای خونه گشت ولی تهیونگ پیدا نکرد برای همین رفت تا از آجوما بپرسه

جونگکوک: آجوما تهیونگ کجاست؟

آجوما: نمیدونم پسرم

جونگکوک تهیونگ پیدا نکرد برای همین بهش زنگ زد ولی جواب نداد

سه ساعت بعد
جونگکوک از خونه‌ی تهیونگ رفته بود چون کار داشت
جونگکوک منتظر بود تا تهیونگ بهش زنگ بزنه یا بیاد دنبالش

حدود چند ساعت بعد برای جونگکوک پیامی اومد

جونگکوک سریع به سمت گوشی رفت تا ببینه پیام از طرفه کیه

جونگکوک با پیامی که دید برای لحظه قلبش ایستاد ................




منتظر پارت بعد باشین بوس پرنسس ها ✨️🫂
#شیپ #فیک #فیکشن #تهکوک #یونمین #اسمات
دیدگاه ها (۶)

این پارت اسمات هست ولی چون نمیخوام پیجم مسدود بشه توی کامنت ...

پارت هشتمدو روز بعد امروز جونگکوک باید بره کمپانی چون مربی ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط