Slave Season Part

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۱۰۲


یه سول با احساس نفس های گرمی جونگ کوک در کنار گوشش و نور آفتاب روی چشم هایش پلک زد و از خواب بیدار شد چندین دفعه پلک زد
و خواب از سرش پرید دست جونگ کوک که دورش حلقه بود
اجازه نمی‌داد تکون بخوره آهی کشید و آروم دستش رو کنار زد
با گذاشتن دستش روی تخت و فشاری به تخت داد تا به سختی نشست
نگاهش سر خورد روی صورت عشقش
چقدر دلتنگش بود، اما همه چی به دست خودش خراب شد و این بیشتر نابودش میکرد ولی با وجود بچه توی شکم اش امید می‌گرفت
به آرامی موهای رو پیشونی جونگ کوک را کنار زد و آروم صداش زد : جونگ کوک بیدار شو صبح شده
جونگ کوک خواب آلود چشم هایش را باز کرد و صورت زیبا و لبخند قشنگ عشقش را دید چه صحنه زیبایی بود
خواب آلود جواب داد : صبح بخیر
یه سول آروم گفت : صبح توهم بخیر باید بلندشی و زود بری حموم تا برای صبحانه بریم پایین
جونگ کوک خواب‌آلود سرش را روی بالشت گذاشت و جواب نداد
یه سول خنده ای کرد و با آرامش از روی تخت پایین شد
و به سوی کمد رفت ...
.....
یه سول درحالیکه دستش را در دست گرم جونگ کوک گذاشته بود از پله ها پایین می آمد با احتیاط و آرامش درد هایش امروز از اول صبحی شروع شده بود جونگ کوک زیر چشمی نگاهش کرد در آن لباس های زیبا شده بود
اما چهره درهمش نگرانش کرد با لحن جدی و نگاهی که به جلو بود لب زد : حالت خوبه چرا چهرت در همه
یه سول از توجه اش خوشحال نجوا کرد : من خوبم فقط یکم درد دارم طبیعیه
جونگ کوک تنها سری تکان داد و به راهشان ادامه دادن یه سول خوشحال بود انگار یخ های بین شون آب می‌شدند و دوباره بهش علاقه پیدا میکرد
به طرفه میز صبحانه پر از غذا رفتن و نشستن اما با ندیدن دو فرد مهم
یه سول سریع گفت : هویون و جیمین شی صبحانه نمی‌خورن
یون مهربان گفت : نه دیشب نیومدن عمارت
آری: خدا می‌دونه دیشب کجا بودن
دیدگاه ها (۳)

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۱۰۳جونگ کوک بی‌خیال به صندلی تکیه دا...

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۱۰۴فرشته نیستی که بخشیده بشی، و اطرا...

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۱۰۱هویون ضعیف گفت : دردش یکم کم شد ه...

سلام وقت بخیر رفیق عزیزم کای جان که همه میشناسیدش یه اکانت د...

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۷۸صبح آرام‌تر از همیشه بیدار شد. نه ...

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۹۴یه سول آرام دستش را روی دست عشق اش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط